قمر

هفته پيش سالروز در گذشت قمر الملوك وزيري بود با تاخير متن زير را مي نويسم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

قمرالملوك وزيري ، يكي از اولين بانوان خواننده ايراني بود كه صدايش روي صفحه ضبطشد. او علاوه بر خوانندگي ، يك فعال اجتماعي نيز بود .
وزيري،‌علاوه بر اهدايسود كنسرت هاي خود به مستمندان‌، چند سالي هزينه 10 تخت از بيمارستاني در تهران راپرداخت مي كرد .
او در سال 1313 نخستين بانوي ايراني نام گرفت كه در كشور كنسرتبرگزار كرده است. تمام در آمد اين كنسرت نيز به نوازندگان گروهش اهدا شد .

او از نخستين هنرمنداني بود كه در سال 1306 براي بزرگداشت يك هنرمند از كارافتاده (شكرالله همداني) و به نفع او كنسرت داد. در اوج شهرت براي مردم عادي آواز مي خواند ، براي يتيمان ، كارگران . او هرچه دارد مي بخشد و هر روز محبوب تر مي شود . قمر با عارف ، عشقي و بهار آشنا بود و از اشعار آنها استفاده مي كرد . عارف ، ني داوود و امير جاهد پياپي برايش تصنيف مي ساختند و او همچنان درآمد كنسرتهايش را براي امور خيريه يا فرهنگي اهداء مي كرد

سال 1303 گراند هتل
.
بيش از سه هزار نفر در خيابان لاله زار جمع شده اند. بين صحبت ها همه چيز هست ، اضطراب، تشويش، اشتياق ، تعجب.

خبر در جمعيت پيچيد “ آمد “ “ قمر آمد“. آوازه خوان جوان سر به زير دارد . چشمها نگران اند. نمي دانند آخر اين ماجرا چه خواهد شد. در سالن جاي سوزن انداختن نيست . مردم منتظرند . پردهء آلبالويي كنار مي رود و قمرالملوك وزيري زاده ظاهر مي شود . مردم باورشان نمي شود اين سرآغاز دوراني نو است.

اين اوست : قمر الملوك وزيري زاده متولد سال 1284، نوهء ملاخيرالنساي روضه خوان. كودكي كه خيلي زود يتيم شد ، در چند ماهگي پدرش و در يك سالگي مادرش را از دست داد . دختري كه در فقر و بي پناهي با مادربزرگ خود در محلهء سنگلج از همان آغاز كودكي و با صداي لطيف اش مرثيه خواني مي كرد ، امروز در سالن گراند هتل نه تنها براي زنها ، كه براي همه ميخواند.

تار مرتضي خان ني داوود صداي تشويق را قطع مي كند . با اشارهء ني داوود قمر آواز را شروع مي كند . قمر مي خواند و حاضرين اشك مي ريزند.

مرغ سحر ناله سر كن

داغ مرا تازه تر كن

زاه شرربار ، اين قفس را

برشكن و زير و زبر كن

تصنيف تمام مي شود . همه كف مي زنند . هداياي حاضرين به روي سن پرتاب مي شود .مرغ سحر اوج مي گيرد....

 

آتشي در سينه دارم جاوداني        عمر من مرگيست نامش زندگاني

رحمتي كن كز غمت جان مي سپارم     بيش از اين من طاقت هجران ندارم

آرامگاه قمر درگلستان  ظهيرالدوله مي باشد نزديك فروغ  كنار داريوش رفيعي .

يادش گرامي........

 

 

/ 0 نظر / 9 بازدید